3. نجوم بابلي. در اثناي نيمهٴ دوم اين قرن بابليان به رصدهاي نجومي از نوعي بسيار علمي پرداختند.
4. تولد فلسفهٴ طبيعي. غيرممكن است بتوان گفت چه وقت رصدهاي بابلي و مصري به يونان رسيد. احتمال دارد كه اين رصدها به تدريج در حين مدت درازي بدان جا نفوذ كرده باشد. به هر صورت، در اين ايام بود كه فلسفهٴ يوناني، حكمت طبيعي، نخست در ايونيه تولد يافت: طالس1، آناكسيماندر2، كلئوستراتوس3 منجم، آناكسيمنس4، كسنوفانس5، و اندكي بعد در جنوبيترين نقطهٴ ايتاليا، فيثاغورس6. اين فيلسوفان، در عين حال شاعر، پيشگو و اهل علم نيز بودند. آنان كوشيدند تا توضيح كاملي دربارهٴ كيهان ارائه كنند، و موضوع برجسته اين است كه اين توضيحات هرچند نارس است، نامعقول نيست؛ اوهام بيهوده نيست، بلكه استقراهاي عجولانه و فرضيات نارس است. قطعات آثار آنان و گواهي قدما دربارهٴ آنان كه به دست ما رسيده حاوي برخي از قديمترين كشفيات رياضي، نجوم، جغرافيا، فيزيك، ديرينشناسي و پزشكي است.
5 . فنآوران يوناني. همچنين گزارشهايي راجع به بسياري از مخترعان و مهندسان يوناني داريم: آناخارسيس سكايي7 كه در حدود 592 در آتن برآمد، گلايوكوس خيوسي8، خرسيفرون كنوسوسي9 و پسرش متاگنس10، تئودوروس ساموسي11، ايوپالينوس مگارايي12، و ماندروكلس13.
6. طب هندي و يوناني. بنابر روايات هندي، قديمترين مدارس طبي آتريا14 و سوشروتا15 مربوط به زمان بودا ميشود. آثار سوشروتا داراي اهميت بسيار زيادي است، مخصوصاً آنچه به جراحي مربوط ميشود. با اين حال، مثلاً با توجه به مبحث روابط ميان طب هندي و يوناني، با عدم اطمينان زيادي كه دربارهٴ تاريخ اين روابط وجود دارد، ارزش تاريخي آنها بسيار آسيب ديده است. در اواخر قرن ششم (يا اوايل قرن پنجم) ما به ظهور دو تن قديمترين پزشكان مهم يوناني برميخوريم، كه هر دو به مكتب فيثاغوري تعلق دارند: آلكمايون16 پدر طب يوناني، كه بسياري كشفيات كالبدشناسي بدو منسوب است، و دموكدس17 پزشك شاه ايران.